ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

ماجراهای همسر فرضی 3


امروز همسر فرضی ناراحت بود. از بعد از ظهر به جانم غر زده که تو چرا درباره اسماعیل بخشی و دیگران چیزی نمی نویسی و هشتگ اسمشان را نمی گذاری پای پستت؟ من جواب دوستام را چی بدم؟گفتم خانم برفرض که چهار خط هم نوشتم چه فایده. صفحه‌ام هم که پرایوته. تا این را گفتم، گفت آها، اصلا بگو ببینم چرا صفحه ات پرایوته؟ گفتم خانم من از بدو تولد تنظیماتم روی حالت پرایوت بوده. من که توی جلسات قبل ازدواج گفتم اینا را. نگفتم من درونگرام،گوشه گیرم؟ خلاصه هرچه گفتم توی کتش نرفت که نرفت. اصرار که الا و بلا باید یک پست بگذاری و پایینش هم اسم اسماعیل و بقیه را هشتگ کنی وگرنه تنظیماتت را می‌کنم می‌دم گربه بخوره. این شد که نامهای به اسماعیل نوشتم و پایینش هم اسم عزیزش را هشتگ کردم:
اسماعیل جان، سلام. زندان تو کجاست؟ تنگ است، تاریک است، سرد است؟ همبندانت آزارت نمی دهند؟ اسماعیل جان این مدت که تو
آن ‌تو بودی و ما اینتو، ما هم بیکار ننشستیم. خواب و خوراک نداشته‌ایم. فقط جمله اسماعیل_بخشی_را_آزاد_کنید را هزار و صد و بیست و یک بار و اسمت را سی و هفت هزار و نهصد و هفتاد و پنج بار هشتگ کرده‌ایم. این جدای صفحاتیست که درباره‌ات نوشته‌اند ولی اسمت را هشتگ نکرده‌اند. تازه با پست من یکی هم به این آمار اضافه می‌شود. فکر کنم در مجموع دویست هزار پست درباره‌ات نوشته باشیم، شاید هم پانصدهزار تا. اسماعیل جان شک ندارم اگر هشتگها به یک میلیون برسد از آن‌تو به این‌تو منتقلت می‌کنند. اسماعیل جان فقط برگشتی این‌تو مدتی سراغ ما نیا. پست بگذار لایک می‌کنیم. فالورهات به یک کا برسد، تبلیغات هم گرفتی شاید. این تو هم بده اوضاع، بله. اما از این چیزهام دارد. یک وقت ناراحت نشده باشی گفتم سراغ ما نیا. این تو عقل بیشتر مردم به چشمشان است و زندگی بقیه به تنظیماتشان. تا می بینند با زندانی ی سلام و علیک می کنی خیال می کنند آدم یست. فکر نمی کنند که اینجا بند ها نیست.


#اسماعیل_بخشی_را_آزاد_کنید
#اسماعیل_بخشی

 

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

روزنوشته های علیرضا داداشی گروپی شاخه وانی هه ڵو کولر گازی بانه تکنولوژي روز املاک حکاکی لیزری-پلاک سررسید شاهدخت بورس آموز son of man ( imam mahdi )